شیرین زبونیهای فندقمون
سلام و هزار تا سلام به همه ی دوستای گلم
خوبیـــــــــن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ما هم خیلی خوبیم و حسابی خوشیم.
امیدوارم که همه ی شما هم همیشه خوب و خوش و سلامت باشین.
دیروز عسل خانم هوس شیرینی کرد و رفتیم بیرون تا برالش شیرینی بخریم.
فداش بشم من انقدر این باب اسفنجی رو دوست داره
که همه چی رو به اون ربط میده
دلش شیرینی لطیفه میخواست.
اومده میگه مامان من شیرینی همبرگری خامه ای میخوام. مثل بابا اسفنجی
یه عالمه بغلش کردم و تو همون مغازه چلوندمش و بوس بارونش کردم نفسمو.
اون روزم رفتیم مغازه و یه عروسک کیتی بغل کرده و بوسش کرده![]()
بابا هم طاقت نیاورد و زودی براش خرید با اینکه یکی از همون عروسک رو داشت
خلاصه این عسل خانم با کاراش دلبری میکنه و همه رو به خودش جذب مییییکنه.
بیشتر جملات ترکی رو هم یاد گرفته ولی بعضی جاها که گیر میکنه فارسی میگه.
خیلی دوستت داریم عسل جونم همه زندگیه مایی.
دست داداشم هم خوبه خدارو شکر.آخر این ماه بازم قراره بریم دکتر.
من که خواستم یه بار پانسمان دستش رو عوض کنم حالم بعد شد و فشارم افتاد.
الهی دورش بگردم من خیلی براش ناراحتم خیلی خیلی زیاد.
خب فداتون بشم من همه مواظب خودتون باشین.
عکسای جوجه مونم دفه ی بعد براتون میذارم.
فعلا باییییییییییییییییی


شیرین زبونیهای فندقمون
